1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
کتاب «الیگارشی یا خاندانهای حکومتگر ایران» یکی از آثار برجسته، افشاگرانه و جنجالی در حوزه تاریخ معاصر و جامعهشناسی سیاسی ایران است که به قلم ابوالفضل قاسمی (مورخ، پژوهشگر و نماینده مجلس اول پس از انقلاب که بعدها مغضوب شد) نوشته شده است. او در این مجموعه کتابها با تکیه بر اسناد و شجرهنامهها، به کالبدشکافی نظام طبقاتی و شبکههای فامیلی پیچیدهای میپردازد که برای دههها و حتی قرنها، ارکان قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران را در دست داشتند.
در ساختار این کتاب، «خاندان اسفندیاری» به عنوان یکی از کلیدیترین و پرنفوذترین الیگارشیهای تاریخ معاصر (بهویژه در دوران قاجار و پهلوی) به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.
ابوالفضل قاسمی در این بخش نشان میدهد که چگونه یک خاندان محلی از منطقه نور مازندران توانست از طریق دیوانسالاری، هوش سیاسی و پیوندهای سببی، خود را به بالاترین سطوح حاکمیت در پایتخت برساند. نویسنده تبار این خاندان را به حاکمان محلی پادوسپانی مازندران پیوند میزند، اما نقطه عطف قدرتگیری آنها را در دوران قاجار، به ویژه با ظهور شخصیتهایی چون میرزا عبدالله خان نوری (اسفندیاری) و برادرانش بررسی میکند که به مناصب مهمی چون وزارت، پیشکاری و استیفای دیوان (امور مالیاتی) رسیدند.
یکی از جذابترین تحلیلهای قاسمی در مورد خاندان اسفندیاری، تبیین نحوه «انتقال قدرت» آنها از دوره قاجار به دوره پهلوی است. در حالی که با سقوط قاجاریه بسیاری از خاندانهای اشرافی منزوی شدند، اسفندیاریها به دلیل داشتن تخصص دیوانی، تحصیلات مدرن و انعطافپذیری سیاسی بالا، نه تنها حذف نشدند، بلکه به ستونهای اداری و سیاسی حکومت رضاشاه و محمدرضاشاه تبدیل گشتند.
کتاب این نفوذ ساختاری را از طریق معرفی چهرههای شاخص این خاندان تشریح میکند:
حاج محتشمالسلطنه اسفندیاری (حسن اسفندیاری): او بزرگِ این خاندان در اواخر قاجار و دوره پهلوی اول بود. قاسمی او را به عنوان نماد دیپلمات و سیاستمدار کهنهکار معرفی میکند که وزارت امور خارجه، وزارت عدلیه و ریاست مجلس شورای ملی را بر عهده داشت. او نقش مهمی در تثبیت اداری حکومت پهلوی ایفا کرد.
نیما یوشیج (علی اسفندیاری): اگرچه نیما مسیر شعر و ادب را انتخاب کرد و از سیاست رسمی دور شد، اما قاسمی در تبارشناسی خاندان به ریشههای او و ارتباطش با این بافت فامیلی قدرتمند اشاره میکند تا گستردگی نفوذ فرهنگ و نام این خاندان را نشان دهد.
ثریا اسفندیاری بختیاری (ملکه پیشین ایران): یکی از نقاط اوج بررسی الیگارشی در این کتاب، تلاقی دو خاندان بزرگ یعنی اسفندیاری و بختیاری است. ازدواج محمدرضا پهلوی با ثریا اسفندیاری (که از طرف پدری به خانهای بختیاری و از طرف مادر به اسفندیاریهای نور نسب میبرد) نمونه بارز تحلیلهای الیگارشیک کتاب است؛ جایی که قدرت اداری-دیوانی شمال (اسفندیاری) با قدرت ایلی-نظامی جنوب (بختیاری) ترکیب شده و به دربار پهلوی متصل میشود.
ابوالفضل قاسمی در این فصل با نگاهی انتقادی چند ویژگی ساختاری را برای این خاندان برمیشمارد:
انحصار مشاغل دیپلماتیک و اداری: او با ذکر آمار و اسناد نشان میدهد که در دورهای مشخص، بخش عمدهای از کارداران، سفرا و معاونین وزارت امور خارجه ایران از اعضا یا وابستگان خاندان اسفندیاری بودند (مانند اسدالله اسفندیاری، فتحالله اسفندیاری و…).
پیوندهای سببی هوشمندانه: کتاب فاش میکند که چطور این خاندان از طریق ازدواج با دیگر خاندانهای قدرتمند (مثل پیرنیا، قوام، فرمانفرما و بختیاری) یک «شبکه ایمن از منافع مشترک» ایجاد کرده بودند که آسیب دیدن آنها توسط دولتهای مرکزی را غیرممکن میساخت.
انباشت ثروت و املاک: بررسی نحوه تملک اراضی وسیع در مازندران، تهران و سایر نقاط ایران توسط اعضای این خاندان، از دیگر بخشهای مستند کتاب است.
جمعبندی و اهمیت این بخش: کتاب الیگارشی در قسمت خاندان اسفندیاری به مخاطب ثابت میکند که قدرت در ایرانِ پیش از انقلاب، صرفاً در شخص شاه یا نخستوزیر خلاصه نمیشد؛ بلکه جریانهای زیرپوستی و شبکههای فامیلی مانند اسفندیاریها بودند که با جابهجا شدن شاهان، همچنان ماشین بروکراسی و تصمیمگیری کشور را هدایت میکردند. قلم قاسمی در این بخش بسیار تند، مستند و افشاگرانه است و شجرهنامههای ارائه شده در آن، یکی از بهترین منابع برای فهم روابط فامیلی نخبگان سیاسی ایران معاصر به شمار میرود.
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1354 |
| اندازه | وزیری |
| شماره برگ | 120 ( مصور ) |
| کیفیت | بسیار خوب |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344