1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
اپیکور (Epicurus)، فیلسوف یونانی قرن چهارم پیش از میلاد (۳۴۱–۲۷۰ ق.م)، یکی از محبوبترین و در عین حال بدفهمیدهترین فیلسوفان تاریخ است. برخلاف تصور عموم که «اپیکوریسم» را با خوشگذرانی بیحدوحصر و شکمبارگی یکی میدانند، فلسفه او در واقع دعوتی به سادهزیستی، آرامش ذهن و دوستی است.
در اینجا ارکان اصلی اندیشه او را بررسی میکنیم:
برای اپیکور، هدف نهایی زندگی رسیدن به حالتی به نام آتاراکسیا (Ataraxia) است؛ یعنی رهایی از ترس و اضطراب. او معتقد بود برای رسیدن به این حالت، باید دو نوع درد را از بین برد:
درد جسمانی: که با رفع نیازهای اولیه (غذا و سرپناه) حل میشود.
درد روانی (اضطراب): که ناشی از ترس از خدایان، ترس از مرگ و آرزوهای بیپایان است.
اپیکور لذتها را به سه دسته تقسیم میکرد تا نشان دهد کدامیک ارزش دنبال کردن دارند:
طبیعی و ضروری: مثل غذا، نوشیدنی ساده، لباس و دوستان. (باید تأمین شوند).
طبیعی اما غیرضروری: مثل غذاهای اشرافی یا عطرهای گرانقیمت. (میتوان از آنها لذت برد اما نباید به آنها وابسته شد).
غیرطبیعی و غیرضروری: مثل ثروت زیاد، شهرت و قدرت سیاسی. (باید از آنها دوری کرد چون اضطرابآور هستند).
او برای درمان رنجهای بشری، یک فرمول چهارگانه ارائه داد:
از خدا نترس: خدایان (اگر وجود داشته باشند) در آرامش مطلق هستند و کاری به امور انسانها ندارند، پس نه خشمگین میشوند و نه پاداش میدهند.
نگران مرگ نباش: «تا وقتی ما هستیم، مرگ نیست و وقتی مرگ بیاید، ما دیگر نیستیم.» پس هیچ رویارویی بین ما و مرگ وجود ندارد.
آنچه خوب است، به دست آوردنش آسان است: نیازهای واقعی بدن (مثل نان و آب) به راحتی یافت میشوند.
آنچه وحشتناک است، تحمل کردنش آسان است: دردهای شدید یا زودگذرند یا باعث مرگ میشوند (که در آن صورت دیگر دردی حس نمیکنیم)، و دردهای مزمن را میتوان با تمرکز بر خاطرات خوش تحمل کرد.
برخلاف افلاطون و ارسطو که در آکادمیهای رسمی تدریس میکردند، اپیکور مدرسهای به نام باغ تأسیس کرد.
او زندگی اشتراکی را ترجیح میداد.
در باغ او، برخلاف عرف آن زمان، زنان و بردگان نیز اجازه داشتند در بحثهای فلسفی شرکت کنند.
دوستی از نظر او بزرگترین لذت زندگی و کلید امنیت روانی بود.
اپیکور (پیرو دموکریت) معتقد بود جهان از اتمها و فضای خالی ساخته شده است. او برای حفظ «اراده آزاد»، مفهوم انحراف اتمی (Swerve) را معرفی کرد؛ یعنی اتمها گاهی به صورت تصادفی از مسیر خود منحرف میشوند، پس همه چیز جبری و از پیش تعیین شده نیست.
اپیکور خود بسیار ساده زندگی میکرد. او در نامهای به یک دوست نوشته بود: «برای من مقداری نان و کمی پنیر بفرست تا هر وقت خواستم بتوانم ضیافتی برپا کنم.» این تصویر واقعی مردی است که نامش امروز به غلط با رستورانهای لوکس گره خورده است!
دلیل اصلی حمله مسیحیان به اپیکور و پیروانش، ریشه در سه تضاد بنیادین داشت که فلسفه او را در نظر کلیسای اولیه، «کفرآمیز» و خطرناک جلوه میداد:
۱. انکار مشیت الهی و معاد
اپیکور معتقد بود خدایان در آرامش محض هستند و به امور انسانها (جایزه یا تنبیه) کاری ندارند. همچنین او معتقد بود روح با مرگ بدن متلاشی میشود.
چالش برای مسیحیت: این دیدگاه مستقیماً با اصول مسیحیت یعنی «روز قیامت»، «بهشت و جهنم» و «نظارت دائمی خدا بر اعمال انسان» در تضاد بود. مسیحیان فکر میکردند اگر ترس از مجازات الهی نباشد، اخلاق از هم میپاشد.
۲. تعریف اشتباه از «لذت»
مسیحیان اولیه (که به ریاضت و تحمل رنج برای رسیدن به ملکوت اهمیت میدادند) واژه «لذت» (Hedone) را که اپیکور به کار میبرد، اشتباه تفسیر کردند.
برچسب فساد اخلاقی: آنها تصور میکردند باغ اپیکور مرکز فساد و عیاشی است، در حالی که اپیکور لذت را در «نبودِ درد» و «خوردن نان و آب» میدید. پدران کلیسا از او چهرهای ساختند که گویی فقط به دنبال شکمبارگی و شهوت است.
۳. مادیگرایی (اتمیسم)
اپیکور جهان را مادی و ساخته شده از اتمهای بیجان میدانست که به صورت تصادفی با هم برخورد میکنند.
تضاد با خلقت: این نگاه، ایده «آفرینش هوشمندانه» توسط خداوند را زیر سؤال میبرد. از نظر مسیحیان، جهان هدفی الهی داشت، اما از نظر اپیکور، جهان نتیجهی حرکت کورِ اتمها بود.
تهمت «خوک اپیکور»
در دوران قرون وسطی، نام اپیکور به دشنام تبدیل شد. دانته در کتاب کمدی الهی، اپیکوریها را در دایره ششم جهنم (محل ملحدان) قرار داد که در گورهای آتشین میسوزند، زیرا آنها معتقد بودند «روح با بدن میمیرد».
احیای اپیکور در عصر جدید
جالب اینجاست که بعد از قرنها سرکوب، در دوران رنسانس و روشنگری، متفکرانی مثل پیر گاسندی و حتی توماس جفرسون (نویسنده اعلامیه استقلال آمریکا) دوباره به اپیکور روی آوردند. جفرسون صراحتاً گفته بود: «من هم یک اپیکوری هستم.»
یک حقیقت تاریخی: بسیاری از متون اصلی اپیکور توسط کلیسا از بین رفت و ما امروزه بیشترِ عقاید او را از طریق اشعار لوکرتیوس (شاعر رومی) و نامههایی که به جا مانده میشناسیم.
| کد کتاب | 8067 |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1341 |
| نوبت چاپ | دوم |
| ویژگی جلد | شمیز |
| اندازه | وزیری |
| جنس برگ | سفید |
| کیفیت | بسیارخوب ( برابر تصویر در قسمت بالای جلد اثر شکستگی دیده میشود ) |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344