1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
کتاب «برای تاریخ میگویم» مجموعهای از خاطرات محسن رفیقدوست است که توسط سعید علامیان تدوین و منتشر شده است. این کتاب به دلیل جایگاه حساس رفیقدوست در سالهای ابتدایی انقلاب، یکی از منابع مهم برای درک وقایع پشتپرده و چالشهای نظامی و سیاسی آن دوران محسوب میشود.
در ادامه، تحلیل و جزئیات این کتاب را بررسی میکنیم:
محسن رفیقدوست از چهرههای کلیدی انقلاب ۵۷ است که مسئولیتهای مهمی از جمله فرماندهی لجستیک سپاه، وزارت سپاه (در دوران جنگ) و بعدها ریاست بنیاد مستضعفان را بر عهده داشته است. او همان کسی است که در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، رانندگی خودروی حامل امام خمینی را از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا بر عهده داشت.
این کتاب در قالب تاریخ شفاهی تدوین شده و شامل پرسش و پاسخهای مفصلی است. محتوای آن را میتوان به چند بخش اصلی تقسیم کرد:
مبارزات پیش از انقلاب: فعالیت در گروههای مذهبی و سیاسی و دوران زندان.
روزهای پیروزی: جزئیات دقیق ورود امام، تشکیل کمیته استقبال و استقرار در مدرسه رفاه.
تأسیس سپاه پاسداران: نقش او در شکلگیری هسته اولیه سپاه و تأمین تجهیزات نظامی.
دورانجنگ هشت ساله : چالشهای خرید اسلحه، دور زدن تحریمها و ماجراهای مربوط به موشکی شدن ایران (که رفیقدوست نقش پررنگی در آن داشت).
افشای ناگفتههای نظامی: رفیقدوست در این کتاب با صراحت درباره چگونگی خرید سلاح از کشورهایی مثل لیبی و کره شمالی و دیدارهای شخصیاش با چهرههایی مثل قذافی سخن میگوید.
لحن صریح و بیپرده: برخلاف برخی خاطرات سیاسی که با احتیاط نوشته میشوند، رفیقدوست با اعتمادبهنفس خاص خود، جزئیات اختلافات داخلی و تصمیمگیریهای کلان را روایت میکند.
ساختار تدوین: سعید علامیان (تدوینگر) تلاش کرده با پرسشهای دقیق، از کلیگویی راوی جلوگیری کند و به جزئیات کاربردی برسد.
لازم به ذکر است که این اثر به دلیل استقبال و حجم مطالب، ادامه یافت. جلد دوم آن با تمرکز بر دوره ریاست بر بنیاد مستضعفان و جانبازان (از سال ۶۸ تا ۷۸) منتشر شد که بیشتر به مسائل اقتصادی و بازسازیهای پس از جنگ میپردازد.
اگر به دنبال پاسخ این سؤالات هستید، این کتاب منبع مناسبی است:
سپاه پاسداران چگونه با دست خالی مسلح شد؟
اولین موشکهای ایران چگونه و از کجا تأمین شدند؟
در روزهای اول انقلاب در مدرسه رفاه چه گذشت؟
دو مورد از جنجالیترین و جذابترین بخشهای کتاب «برای تاریخ میگویم»، روایتهای مستقیم رفیقدوست از ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ و سفرهای محرمانهاش به لیبی است. در اینجا جزئیات این دو واقعه را از زبان او مرور میکنیم:
۱. ماجرای رانندگی خودروی امام (۱۲ بهمن)
رفیقدوست در کتاب توضیح میدهد که به دلیل اعتماد اعضای کمیته استقبال، مسئولیت حفاظت و رانندگی خودروی امام به او سپرده شد.
انتخاب خودرو: او یک اتومبیل بلیزر سفید و سرمهای ضدگلوله را آماده کرد. جالب اینجاست که او در کتاب میگوید شیشههای ماشین را خودش با لایههای ضخیم تقویت کرده بود.
لحظه بحرانی: رفیقدوست روایت میکند که ازدحام جمعیت در مسیر بهشتزهرا به قدری زیاد بود که موتور ماشین داغ کرد و جوش آورد. او میگوید: «در آن لحظات نگران بودم که ماشین از حرکت بایستد، اما به طرز معجزهآسایی جمعیت راه را باز میکردند.»
احساس شخصی: او با لحنی پراحساس از فشار عصبی آن روز و مسئولیت سنگین جان امام میگوید؛ به طوری که پس از پایان مراسم، از شدت خستگی و فشار، تا چند ساعت در وضعیت روحی عجیبی بوده است.
۲. دیدارهای جنجالی با معمر قذافی
بخش بزرگی از شهرت رفیقدوست در دوران جنگ، مربوط به توانایی او در متقاعد کردن رهبران کشورهای دیگر برای دادن اسلحه به ایران بود.
اولین محموله موشکی: رفیقدوست تعریف میکند که وقتی ایران هیچ پدافند یا موشکی برای مقابله با حملات عراق نداشت، به لیبی رفت. او با معمر قذافی (رهبر سابق لیبی) دیدار کرد.
دیپلماسی خاص: او در کتاب میگوید که قذافی به دلیل دشمنی با صدام و نگاه خاصش به انقلاب ایران، حاضر شد موشکهای اسکاد-بی (Scud-B) را به ایران بدهد. رفیقدوست با افتخار میگوید: «قذافی گفت این موشکها را به شرطی میدهم که بگویید از کجا آمده، اما پولی بابت آنها نمیگیرم!»
آموزش نیروها: او شرح میدهد که چگونه اولین گروه از نیروهای موشکی سپاه (به فرماندهی شهید حسن طهرانیمقدم) را برای آموزش سریع به لیبی فرستاد و قذافی دستور داد تمام امکانات در اختیار ایرانیها قرار بگیرد.
۳. چرا این روایتها اهمیت دارند؟
این بخشهای کتاب از دو جهت برای تاریخنگاران مهم است:
روابط بینالملل: نشان میدهد که در اوج انزوای سیاسی ایران، چگونه روابط شخصی و غیررسمی رفیقدوست با رهبرانی مثل قذافی یا حافظ اسد، معادلات جنگ را تغییر داد.
تأسیس یگان موشکی: کتاب «برای تاریخ میگویم» در واقع سند تولد قدرت موشکی ایران است و نقش رفیقدوست به عنوان «تدارکاتچی» ارشد این پروژه را به خوبی نشان میدهد.
یک نکته جالب از کتاب:
رفیقدوست در بخشی از کتاب اعتراف میکند که گاهی برای دور زدن تحریمها و خرید قطعات حساس نظامی، ناچار بوده با پاسپورتهای جعلی و اسامی مستعار به کشورهای اروپایی سفر کند و معاملاتی انجام دهد که حتی دستگاههای امنیتی آن کشورها هم بویی نبرند!
او در جلد دوم کتاب درباره دوران جنجالی مدیریتش بر بنیاد مستضعفان و ماجرای برادرش مرتضی رفیق دوست توضیحاتی میدهد که در نوع خود بسیار خواندنی است .
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1393 |
| نوبت چاپ | سوم |
| کیفیت | بسیار خوب ( صفحه نخست یک مهر کتابخانه شخصی دارد ) |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344