1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
کتاب «تصوف چه بود و چه باید بشود» نوشته عباس مهرین (شوشتری) یکی از آثار انتقادی، تحلیلی و چالشبرانگیز در حوزه عرفان و تصوف اسلامی و ایرانی است. این کتاب با رویکردی آسیبشناسانه به سراغ تاریخ تصوف میرود تا مرز میان عرفان حقیقی (پویا و انسانساز) را از تصوف انحرافی (ایستا و جامعهسوز) جدا کند.
عباس مهرین، به عنوان نویسنده و پژوهشگری با گرایشهای ملی و اصلاحگرایانه، در این کتاب تلاش میکند تا به دو پرسش کلیدی پاسخ دهد: تصوف در گذشته چه کارکردی داشته (چه بود) و امروز برای کارآمدی در دنیای مدرن باید دستخوش چه تغییراتی شود (چه باید بشود).
در ادامه، محورهای اصلی این کتاب را بررسی میکنیم:
مهرین در بخش اول کتاب به ریشهیابی و کالبدشکافی تصوف در تاریخ ایران و اسلام میپردازد. نگاه او در این بخش ترکیبی از تحسین و نقد جدی است:
ریشههای شکلگیری: او توضیح میدهد که تصوف در ابتدا یک حرکت اعتراضی و زاهدانه در برابر تجملگرایی، ظلم و فساد خلفای اموی و عباسی و قشریگری فقهای درباری بود. صوفیان اولیه میخواستند به باطن و روحِ اصیل دین بازگردند.
خدمات تصوف به فرهنگ ایران: نویسنده معترف است که بزرگترین شاهکارهای ادبی و عرفانی ما (آثار مولانا، حافظ، عطار و سعدی) در بستر تصوف خلق شدهاند. تصوف به زبان فارسی روح، لطافت و ابعاد عمیق فلسفی بخشید و روحیه رواداری و صلحطلبی را در جامعه ترویج کرد.
انحطاط و صوفیگری بازاری: مهرین نقطه تاریک تاریخ تصوف را زمانی میداند که خانقاهها از مراکز «تزکیه نفس» به مراکز «تنبلی، گدایی مدرن (درویشی گری) و فرار از مسئولیتهای اجتماعی» تبدیل شدند. او به شدت به صوفیانی که جامعه را به گوشهنشینی، تقدیرگرایی و پذیرش ظلم دعوت میکردند، میتازد و آن را عامل عقبماندگی تاریخی ملتها میداند.
بخش دوم کتاب، مانیفست و پیشنهادهای نویسنده برای جامعه معاصر است. او معتقد است تصوف سنتی با آن ابعاد خانقاهی و مراد و مریدی، در دنیای امروز منسوخ شده و کارکردی ندارد، اما «جوهر عرفان» هنوز هم نجاتبخش است. او تغییرات زیر را پیشنهاد میکند:
از انزوا به اجتماع (عرفان پویا): صوفی یا عارف امروز نباید در خانقاه یا غار معتکف شود. عرفان واقعی باید در بطن جامعه، کارخانه، دانشگاه و بازار جریان داشته باشد. گوشهنشینی باید جای خود را به خدمت به خلق بدهد.
حذف مرید و مراد بازی: نویسنده با ساختارهای هرمی و استبدادی در برخی فرقههای تصوف (که در آن مرید باید عقل خود را کاملاً تعطیل و تسلیم قطب یا پیر کند) مخالفت میکند. او خواهان عرفانی است که عقلانیت و آزادی انسان را ارج بنهد.
پیوند عرفان با دانش مدرن: مهرین معتقد است آموزههای عرفانی درباره جهانبینی و درون انسان، باید با روانشناسی مدرن، فلسفه معاصر و علوم جدید بازتعریف شوند تا برای انسان سرگشته امروز قابل درک و کاربردی باشند.
صراحت و شجاعت: نویسنده ابایی از نقد مقدسات و چهرههای بزرگ تصوف ندارد و هر جا که تفکر خطایی دیده (مثل ترویج تنبلی یا توجیه ستم) آن را نقد کرده است.
دیدگاه ملی-فرهنگی: او به تصوف به عنوان بخشی از شناسنامه فرهنگی ایران نگاه میکند و دغدغهاش این است که چگونه میتوان این میراث گرانبها را از خرافات پاک کرد و به عنوان یک موتور محرک اخلاقی برای پیشرفت کشور به کار گرفت.
خلاصه کتاب: کتاب عباس مهرین شوشتری فریادی است علیه «تصوفِ تخدیرکننده» و دفاعیهای است از «عرفانِ بیدارکننده». او میگوید تصوف در گذشته پناهگاهی در برابر تازیانه روزگار بود، اما امروز باید به نیرویی برای ساختن یک زندگی اخلاقی، پویا و عقلانی تبدیل شود.
| کد کتاب | 8105 |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1341 |
| نوبت چاپ | نخست |
| ویژگی جلد | شمیز |
| اندازه | رقعی |
| شماره برگ | 136 |
| جنس برگ | سفید |
| کیفیت | بسیار خوب ( برابر تصویر در لبه پایین جلد به مقدار جزیی افتادگی دارد ) |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344