1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
کتاب «حکایت دختران قوچان؛ از یاد رفتههای انقلاب مشروطیت» نوشتهی دکتر افسانه نجمآبادی (استاد دانشگاه هاروارد در رشته تاریخ و مطالعات زنان)، یکی از مهمترین و تکاندهندهترین آثار پژوهشی در حوزه تاریخ معاصر ایران است. این کتاب به بررسی رویدادی مکتوم و تلخ در اواخر دوران قاجار میپردازد که نقش پیشبرندهای در شکلگیری انقلاب مشروطه داشت، اما بعدها به حاشیه رانده و فراموش شد.
در ادامه، جزئیات و ابعاد اصلی این کتاب را با هم مرور میکنیم:
کتاب بر روی دو فاجعهی انسانیِ همزمان در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۳۲۳ قمری/۱۹۰۵ میلادی) در منطقه خراسان تمرکز دارد:
فروش دختران قوچان: به دلیل خشکسالی، آفت ملخ و فقر شدید، حاکم وقت قوچان (آصفالدوله) برای وصول مالیات به مردم فشار آورد. از آنجا که کشاورزان چیزی برای پرداخت نداشتند، حکومت محلی دخترانِ کوچک و جوانِ رعایا را به جای مالیات (سه ری گندم) از خانوادههایشان گرفت و آنها را به ترکمنها و ارامنه عشقآباد فروخت.
اسارت زنان باشقانلو: در همان سال، طی حملهی ایل ترکمن به ناحیه بجنورد (با همدستی و بیکفایتی حاکم دیگر، سالار مفخم)، تعدادی از زنان و دختران ایل ایلاتیِ «باشقانلو» به اسارت گرفته شده و فروخته شدند.
افسانه نجمآبادی کتاب را در دو بخش اصلی تدوین کرده است:
بخش اول (روایت مستند واقعه): نویسنده با تکیه بر اسناد مکتوب، نامهها، عریضهها و روزنامههای آن دوران، روایتی دقیق و تاریخی از چگونگی رخ دادن این فجایع، جزئیات معاملهها و ابعاد انسانیِ این فاجعه ارائه میدهد.
بخش دوم (تحلیل سیاسی و اجتماعی): این بخش که هسته اصلی پژوهش است، به تحلیل این میپردازد که چطور این ماجرا فراتر از یک اتفاق محلی رفت و تبدیل به یک محرک ملی برای انقلاب مشروطه شد.
نجمآبادی نشان میدهد که چگونه خبرِ فروش این دختران به دست روشنفکران، روحانیون و روزنامهنگاران رسید و تبدیل به نمادِ «ظلمِ دولت بر ملت» شد. در ادبیات سیاسی آن زمان، دختران قوچان را «دخترانِ ایران» و «ناموسِ وطن» نامیدند. این ادبیات، رگ غیرت مردانه و مذهبی جامعه را به جوش آورد. در واقع، این ایده شکل گرفت که «حکومتی که نمیتواند از ناموسِ رعیت خود محافظت کند، مشروعیت ندارد.» این دادخواهی یکی از جدیترین انگیزهها برای مطالبهی «عدالتخانه» و مجلس مشروطه شد.
عنوان فرعی کتاب به یک پرسش کلیدی اشاره دارد: چرا واقعهای با این عظمت که پایههای مشروطه را تکان داد، بعدها از تاریخ رسمی حذف شد؟
نویسنده تحلیل میکند که تاریخنگاریِ مشروطه عمدتاً مردمحور و متمرکز بر رقابتهای سیاسیِ نخبگان تهران بود. وقتی مجلس اول تشکیل شد، پروندهای برای بازگرداندن این دختران تشکیل گردید، اما با پیچیده شدن فضای سیاسی و به توپ بسته شدن مجلس، این موضوع عملاً به حاشیه رفت. نجمآبادی معتقد است در فرهنگ سیاسی ما، انگیزهی سنتیِ «حفظ ناموس» صرفاً ابزاری برای بسیج تودهها علیه شاه بود، و زمانی که پای احقاقِ حقوق واقعی زنان و آزادی آنها به میان آمد، این ماجرا به سرعت فراموش و سرپوشیده شد.
نکته جالب: جالب است بدانید تصنیف معروف و قدیمی «دختر قوچانی» که هنوز هم در فرهنگ عامه شنیده میشود، ریشه در همین تراژدی تاریخی و مظلومیت دختران آن خطه دارد.
این کتاب پنجرهای است متفاوت به مشروطیت؛ جایی که تاریخ را نه از زاویه دید شاهان و سرداران، بلکه از زاویه دید قربانیان بیصدای آن (زنان و دختران روستایی) روایت میکند.
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1381 |
| اندازه | رقعی |
| شماره برگ | 312 |
| کیفیت | بسیار خوب ( چند واژه یا جمله در کتاب با ماژیک هایلایت خط کشی شده ) |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344