1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
در این کتاب استاد جلال الدین همایی به صورت مشروح به تجزیه و تحلیل آثار علمی و ادبی و ریاضی حکیم عمر خیام میپردازد .
جلالالدین همایی (۱۳ دی ۱۲۷۸ – ۲۹ تیر ۱۳۵۹)، یکی از برجستهترین دانشمندان، ادیبان، شاعران، ریاضیدانان و تاریخنگاران معاصر ایران بود. او با تخلص شعری «سنا»، در خانوادهای اهل ادب و فرهنگ در اصفهان زاده شد و زندگیاش را وقف آموزش، پژوهش و حفظ میراث فرهنگی ایران کرد. همایی قرآن و کتاب الفیه ابن مالک را از حفظ داشت و در زمینههای گوناگونی مانند ادبیات فارسی، عرفان، فلسفه، فقه، نجوم سنتی و تاریخ تخصص داشت. او به عنوان یک مجتهد نیز شناخته میشد و از استادان برجسته دانشگاه تهران بود. همایی عاشق فرهنگ، تاریخ، تمدن، هنر و ادبیات ایرانی بود و کوچکانگاری این حوزهها را برنمیتابید. زندگی او نمونهای از ترکیب سنت و مدرنیته در عرصه دانش ایرانی است.
جلالالدین همایی در سحرگاه چهارشنبه ۱۳ دی ۱۲۷۸ خورشیدی (برابر با ۳ ژانویه ۱۹۰۰ میلادی) در محله قدیمی پا قلعه اصفهان به دنیا آمد. پدرش میرزا ابوالقاسم محمد نصیر (متخلص به «طرب») و پدربزرگش ملا محمد رضا همای شیرازی (متخلص به «هما») هر دو شاعر و ادیب بودند. خانواده همایی اصالتاً از شیراز بودند و در اصفهان ساکن شده بودند. مادرش نیز در آموزش اولیه او نقش داشت و از کودکی، او را با تلاوت قرآن، گلستان سعدی و غزلیات حافظ آشنا کرد. همایی از اوان کودکی تحت نظارت پدر دانشمند خود و در خانوادهای که همه اعضای آن اهل خط و قلم بودند، رشد یافت. او از دهسالگی کتابهایی مانند منشآت قائممقام فراهانی، منشآت فرهاد میرزا، منشآت امیر نظامی، تاریخ معجم، شاهنامه فردوسی، کلیات سعدی، منتخب قاآنی و غزلیات محمد خان دشتی را مطالعه کرد. عمویش، میرزا محمد حسین (متخلص به «سها»)، پس از مرگ پدرش از خانواده حمایت کرد و همایی بعدها دیوان شعر او را گردآوری و منتشر کرد. این محیط خانوادگی، پایههای دانش ادبی و دینی او را محکم کرد و او از کودکی قرآن و الفیه را حفظ کرد.
آموزش همایی ترکیبی از نظام سنتی و مدرن بود. او ابتدا در مدرسه حقایق (در محله میشیر یخچال) و سپس در مدرسه قدسیه (در درب امام اصفهان) مقدمات ریاضیات و صرف و نحو عربی را آموخت. سپس به مدت بیست سال در مدرسه نیماورد اصفهان، که مرکزی برای دانش و فرهنگ بود، به تحصیل علوم دینی پرداخت. در آنجا ادبیات عرب، فقه، اصول، تفسیر، رجال، درایه، نجوم، ریاضیات، طب و فلسفه را نزد استادان برجستهای مانند آقا شیخ علی یزد، آقا سید محمد کاظم کرونی اصفهانی، آقا سید مهدی درچهای و شیخ محمد خراسانی فرا گرفت. او علوم عقلی را با مطالعه شرح شمسیه، شرح منظومه، آثار ابن سینا و قونوی پیگیری کرد. پس از دوازده سال تحصیل پیشرفته نزد آیتالله سید محمد باقر درچهای، چندین اجازهنامه (اجازه اجتهاد و روایت) از علمای بزرگ مانند آیتالله حجتالاسلام شیخ مرتضی آشتیانی، آیتالله شیخ محمد حسین فشارکی و دیگران دریافت کرد. این دوره آموزشی او را به یک مجتهد واجد شرایط تبدیل کرد. همایی همچنین در زمینههای نجوم سنتی، جفر و اسطرلاب تخصص یافت و به دلیل سختیهای مالی، زندگی ساده و زاهدانهای داشت.
همایی به دلیل نیاز مالی و علاقه شخصی، از سن سیودو سالگی به تدریس روی آورد. در سال ۱۳۰۰ خورشیدی به نظام آموزشی نوین پیوست و ابتدا در مدرسه صارمیه اصفهان به تدریس فقه، فلسفه و ادبیات عرب پرداخت. شاگردان برجستهای مانند تقی فاطمی، محمد نصیری، کمالالدین جناب و حسین عریزی تربیت کرد. در سال ۱۳۰۷ به تهران آمد و از سوی وزارت معارف به تدریس فلسفه و ادبیات در تبریز منصوب شد؛ در آنجا کتاب تاریخ ادبیات ایران را نوشت. در سال ۱۳۱۰ به تهران بازگشت و در دارالفنون، دبیرستان نظام و دانشکده افسری تدریس کرد. پس از تأسیس دانشگاه تهران، در دورههای دکتری دانشکدههای حقوق و ادبیات دعوت شد و به مدت ۱۲ سال فقه را در دانشکده حقوق و سپس در دانشکده ادبیات، فنون بلاغت، عروض و ادبیات را در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تدریس کرد. او همچنین در دانشگاههای بیروت و لاهور به دعوت آنها تدریس کرد و مورد استقبال محافل علمی قرار گرفت. در سال ۱۳۴۵ بازنشسته شد اما تدریس را ادامه داد. در سال ۱۳۵۲ عضو انجمن فلسفه شاهنشاهی ایران (به ریاست فرح پهلوی) شد. در سال ۱۳۵۶ دانشگاه تهران مراسمی برای بزرگداشت او برگزار کرد و کتاب «همایینامه» را که مجموعهای از مقالات همکاران و admirers بود، به او تقدیم کرد. او به مدت ۴۵ سال رسمی تدریس کرد و شاگردان معروفی مانند محمد رضا شفیعی کدکنی، محمد معین، غلامعلی سرامی، محمد خوانساری و جمال رضایی داشت. همایی در سالهای آخر به دلیل سیاست دانشگاه برای تماموقت بودن استادان، استعفا داد و در نامهای ادبی و مفصل، دلایل خود را بیان کرد. او همچنین در تدوین یک جلد از فرهنگ دهخدا مشارکت داشت.
همایی به عنوان «علامه» شناخته میشد و دستاوردهایش شامل تدوین اولین تاریخ جامع ادبیات ایران بود که آن را در پنج دوره برنامهریزی کرد و تعریف گستردهای از آن ارائه داد (شامل تاریخ اجتماعی، سیاسی و فکری، نه فقط شاعران و نویسندگان). او همچنین تاریخ اصفهان را در پنجاه سال گردآوری کرد که جنبههای معماری، هنر، قبور و شخصیتهای تاریخی را پوشش میدهد و با تحقیقات میدانی همراه بود (مانند خواندن کتیبهها و کاوش مکانهای تاریخی). همایی در فلسفه، کلام، نجوم و ریاضیات مورد ستایش علمایی مانند سید جلالالدین آشتیانی و بدیعالزمان فروزانفر قرار گرفت. او در تصحیح متون مانند «التفهیم» بیرونی، محاسبات پیچیده نجومی انجام داد. شخصیت او با تواضع، تعهد به خدا و قرآن، رعایت احکام دینی، بیمیلی به مقام دنیوی و سخاوت مشخص بود؛ اغلب royalties کتابهایش را به نیازمندان اهدا میکرد. علیرغم اختلاف حرفهای با بدیعالزمان فروزانفر در سال ۱۳۰۸ بر سر انتساب یک بیت شعر، همایی با تواضع عمل کرد و روابط را ترمیم کرد. آخرین شعرش «پایان شب سخنسرایی» به عنوان وصیتنامه شعری، فرزندان و نوههایش را به استقامت، دانش و فضیلت توصیه کرد.
آثار همایی از نظر تعداد و تنوع قابل توجه هستند و شامل تألیف، تصحیح و مقدمهنویسی است. او بیش از ۱۵ هزار بیت شعر سرود که در دیوانش گردآوری شده و تمهای اخلاقی و عرفانی دارد. فهرست عمده آثار او عبارتند از:
تألیفات اصلی:
تصحیح و مقدمهنویسی:
درگذشت همایی در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ در تهران روی داد و در تخت فولاد اصفهان (تکیه لسانالارض) به خاک سپرده شد. میراث او در ادبیات و فرهنگ ایرانی ماندگار است و آثارش همچنان منبع مهمی برای پژوهشگران به شمار میروند.
| مترجم | |
|---|---|
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1394 |
| نوبت چاپ | دوم |
| اندازه | وزیری |
| شماره برگ | 360 |
| کیفیت | بسیار خوب |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344