1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
دیوان نورعلیشاه اصفهانی، مجموعهای از اشعار عرفانی و شورانگیز یکی از جنجالیترین و محبوبترین چهرههای تصوف در اواخر دوره زندیه و اوایل قاجار، یعنی محمدعلی طبسی اصفهانی (ملقب به نورعلیشاه) است.
نورعلیشاه مرید و جانشین «مشتاقعلیشاه» بود و به دلیل چهره زیبا، بیان گیرا و شور جوانی، تأثیر عجیبی بر تودههای مردم و حتی شاهزادگان داشت. دیوان او بازتابدهنده همین شور و شیدایی است.
اشعار نورعلیشاه را نمیتوان صرفاً از دیدگاه فنون ادبی نقد کرد؛ چرا که او بیشتر یک «شاعر صوفی» است تا یک «ادیب». ویژگیهای اصلی دیوان او عبارتند از:
غلبه شور بر شعور ادبی: اشعار او سرشار از وجد، سماع و نالههای مستانه است. او به جای تکلف در صنایع ادبی، به دنبال انتقال احوالات درونی خود بوده است.
تضمین و اقتباس: او ارادت خاصی به حافظ و مولوی داشت. در بسیاری از غزلها، وزن و قافیه حافظ را برگزیده و تلاش کرده تا مفاهیم عرفانی را به سبک او بیان کند.
وحدت وجود: درونمایه اصلی اشعار او، نظریه «وحدت وجود» است. او با زبانی صریح و گاهی شطحگونه (سخنانی که بوی ادعای خدایی میدهد)، از فنای فیالله سخن میگوید.
عشق مجازی و حقیقی: در دیوان او، مرز میان عشق انسانی و عشق الهی بسیار کمرنگ است و همین موضوع باعث میشد که قشریون و فقهای آن زمان او را به فساد عقیده متهم کنند.
دیوان او معمولاً شامل قالبهای مختلف شعری است:
غزلیات: بخش عمده و جذاب دیوان که سوز و گداز عرفانی در آن موج میزند.
مثنویات: که معروفترین آنها «جناتالوصال» است. این مثنوی در واقع تکمیلکننده مسیر عرفانی اوست و در آن به مراحل سیر و سلوک میپردازد.
ترجیعبندها و رباعیات: که غالباً در مجالس ذکر و سماع خوانده میشده است.
نورعلیشاه اصفهانی زندگی کوتاهی داشت (در ۳۶ سالگی در کربلا مسموم شد و درگذشت)، اما دیوان او به چند دلیل اهمیت تاریخی دارد:
احیای تصوف: پس از دوران سخت صفویه برای صوفیان، او و مرشدش مشتاقعلیشاه توانستند تصوف را دوباره در جامعه ایران (بهویژه کرمان و اصفهان) جاری کنند.
مخالفت فقها: اشعار صریح او در دیوان، یکی از دلایل اصلی تکفیر او توسط معروفی چون «آقا محمدعلی بهبهانی» (معروف به صوفیکش) بود.
تأثیر بر موسیقی: بسیاری از اشعار دیوان نورعلیشاه به دلیل وزنهای طربی و شورانگیز، همواره مورد توجه خوانندگان موسیقی سنتی و عرفانی ایران بوده است.
او در بسیاری از اشعارش به «نور» و «ظهور حق در صورت انسانی» اشاره دارد، مانند این بیت مشهور که منسوب به اوست:
«ما مست می عشقیم، هشیار نخواهیم شد / وز خواب خوش مستی، بیدار نخواهیم شد»
دیوان نورعلیشاه بارها به صورت سنگی و مدرن چاپ شده است. بهترین تصحیحهای آن معمولاً با مقدمههایی درباره سلسله نعمتاللهی همراه است، چرا که او یکی از قطبهای بزرگ این سلسله محسوب میشود.
ماجرای قتل مشتاقعلیشاه یکی از غمانگیزترین و در عین حال تأثیرگذارترین وقایع در تاریخ تصوف ایران است که مسیر زندگی و اشعار نورعلیشاه را به کلی تغییر داد. این واقعه نه تنها یک حادثه تاریخی، بلکه نقطه عطفی در تقابل میان «فقاهت قشری» و «عرفان صوفیانه» در عصر قاجار بود.
مشتاقعلیشاه، مرشد و محبوبِ نورعلیشاه، در کرمان زندگی میکرد. او شخصیتی بسیار کاریزماتیک داشت و پیروان زیادی جذب کرده بود. اما دو عامل باعث خشم متشرعان و ملاعبدالله مجتهد کرمان علیه او شد:
موسیقی و سهتار: مشتاق عاشق موسیقی بود و گفته میشود سیم چهارم را به سهتار اضافه کرد (که به سیم مشتاق معروف است). او قرآن را با نوای سهتار تلاوت میکرد.
فتوای تکفیر: در روز ۲۱ رمضان، زمانی که مشتاق برای نماز به مسجد جامع کرمان رفته بود، ملاعبدالله از بالای منبر حکم قتل او را صادر کرد و گفت: «خون این درویشِ تارزن حلال است.»
مردم خشمگین به مشتاق حمله کردند و او را در کنار یکی از مریدانش به نام «جعفر» سنگسار کردند. پیکر او را به خندق شهر انداختند.
نورعلیشاه در آن زمان در کرمان نبود، اما وقتی خبر کشته شدن مرشد محبوبش را شنید، روحش درهم شکست. این حادثه تأثیرات عمیقی بر دیوان و اندیشه او گذاشت:
سوز و گداز در اشعار: بخش بزرگی از غزلهای پرسوز و گداز نورعلیشاه، در سوگ مشتاق سروده شده است. او مشتاق را «شهید راه عشق» میدانست و در اشعارش به مظلومیت او اشاره میکرد.
هجرت و آوارگی: پس از این واقعه، نورعلیشاه احساس امنیت نکرد و از شهری به شهر دیگر (اصفهان، شیراز، کربلا) آواره شد. او در اشعارش دنیا را زندانی تاریک میبیند که جای درویشان نیست.
تقابل صریح با زاهدان: لحن نورعلیشاه در دیوانش علیه «زاهدان ریایی» و «مفتریان مذهبی» تندتر شد. او مکرراً در اشعارش هشدار میدهد که عشق را با ترازوی عقل قشری نسنجید.
نورعلیشاه برای زنده نگه داشتن مکتب مشتاق، شروع به نوشتن کتاب «جناتالوصال» کرد. این کتاب یک مثنوی بلند است که در آن:
مراتب عشق: او مراحل رسیدن به حق را شرح میدهد.
دفاع از تصوف: به شبهات مخالفان پاسخ میدهد و اثبات میکند که مسیر صوفیه، مغایر با باطن شریعت نیست.
تجلیل از مشتاق: او در این کتاب، مشتاقعلیشاه را به عنوان نمونه اعلای «انسان کامل» معرفی میکند.
نکته عجیب اینجاست که سرنوشت نورعلیشاه نیز شباهت عجیبی به مرشدش داشت. او که به دلیل نفوذ معنویاش مورد غضب «آقا محمدعلی بهبهانی» (معروف به صوفیکش) بود، سرانجام در سن ۳۶ سالگی در کربلا به طرز مشکوکی مسموم شد و درگذشت. مقبره او اکنون در نزدیکی حرم حضرت عباس (ع) در کربلا قرار دارد.
بیت مشهوری از او در وصف حالش:
«ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد / در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد»
| کد کتاب | 7813 |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1349 |
| نوبت چاپ | نخست |
| اندازه | وزیری |
| شماره برگ | 280 |
| کیفیت | بسیار خوب |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344