ناموجود
ناموجود
کتاب «یکم دیماه و داستانش» نوشته احمد کسروی (تاریخنگار، زبانشناس و اندیشمند جنجالی دهه ۲۰ خورشیدی) یکی از خاصترین و در عین حال بحثبرانگیزترین آثار اوست. این کتاب در واقع یک «داستان» یا رمان به معنای ادبی کلمه نیست، بلکه شرح و گزارش یک رویداد واقعی و عقیدتی به نام «جشن کتابسوزان» است که کسروی و پیروانش (باهماد آزادگان) آن را پایهگذاری کرده بودند.
در ادامه، جزئیات این کتاب، دیدگاه کسروی و ماجرای پشت آن را بررسی میکنیم:
احمد کسروی اعتقاد داشت که ریشه عقبماندگی، خرافات و بدبختیهای جامعه ایران در آن زمان، اندیشههای گمراهکننده و «پریشانگوییهایی» است که در بسیاری از کتابهای سنتی و مذهبی جا خوش کردهاند.
او روز یکم دیماه (اولین روز زمستان) را روز «پاکدینی» یا عید پیروان خود نامید. در این روز، او و همفکرانش جشنی برپا میکردند و کتابهایی را که از نظر آنها مایه بدآموزی، صوفیگری، سستعنصری یا خرافات بود، در آتش میسوزاندند. کتاب «یکم دیماه و داستانش» در واقع خطابه، دفاعیه و گزارش کسروی درباره دلیل انجام این کار است.
برخلاف شایعاتی که در آن زمان علیه کسروی منشتر شد، او کتابهای علمی یا تاریخ واقعی را نمیسوزاند. در این کتاب، کسروی مستقیماً اشاره میکند که چه کتابهایی روی میز خطابه او برای سوزاندن چیده شدهاند:
دیوان حافظ و گلستان و بوستان سعدی: کسروی شدیداً با صوفیگری، جبرگرایی (اینکه همه چیز دست سرنوشت است و تلاش فایده ندارد) و گوشهنشینی مخالف بود. او اشعار حافظ را مایه سستی اراده جوانان و تشویق به بادهگساری و بیخیالی میدانست.
کتابهای دعا و رمل و اسطرلاب: کتابهایی مانند جامعالدعوات که به نظر او پر از خرافات، دعاهای بیریشه و غیبتگویی بودند و مردم را به جای علم و عقل، به سمت جادو و قضا و قدر سوق میدادند.
رمانهای عشقی و اشعار پوچگرایانه: آثار برخی شاعران معاصرش که به عقیده او به جای بیدار کردن ملت، درس ناپاکی و شهوترانی میدادند.
یکی از مهمترین بخشهای این کتاب، پاسخ کسروی به اتهام «قرآنسوزی» است. در آن زمان، مخالفان مذهبی او شایعه کرده بودند که کسروی قرآن را هم آتش میزند. کسروی در کتاب «یکم دیماه و داستانش» با لحنی تند این موضوع را تکذیب میکند و مینویسد:
«دشمنان ما دروغی پراکندهاند که ما قرآن را نیز به آتش میاندازیم… من آشکار میگویم بسیاری از کتابهایی که نزد دیگران ارجمند است ما به آتش میاندازیم… ولی قرآن نزد ما گرامیست و ما پاسش میداریم. قرآن کجا و اینگونه سوزانیدن کجا؟!.. قرآن جای خود میدارد.»
او حتی در این کتاب ذکر میکند که یک نسخه از انجیل را هم که در میان کتابها بوده جدا کرده، چون اعتقاد داشت کتابهایی که بنیاد یک دین خدایی هستند باید محترم بمانند.
حرکت کسروی در اول دیماه و انتشار این دست نوشتهها، موجی از خشم و انزجار را در میان قشرها و گروههای مختلف جامعه برانگیخت:
مذهبیها و علما: سوزاندن کتابهای دعا و انتقادات تند کسروی به تشیع (در کتابهای دیگرش مثل شیعیگری) را توهین مستقیم به مقدسات دانستند.
ادیبان و روشنفکران: آتش زدن آثار حافظ و سعدی و مولوی، از نظر جامعه ادبی ایران یک «فاجعه فرهنگی» و نشانه تندروی و تعصب کورکورانه کسروی بود. کسانی مثل مجتبی مینوی و صادق هدایت (با وجود مواضع غیرمذهبیشان) این کار کسروی را به شدت محکوم کردند.
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1337 |
| نوبت چاپ | نخست |
| کیفیت | بسیار خوب |
ناموجود
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344