1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
کتاب «دانش پدیدارشناسی روح» (یا همان پدیدارشناسی جان/ذهن – Phänomenologie des Geistes) شاهکار بیبدیل، اما در عین حال یکی از سختترین و پیچیدهترین کتابهای تاریخ فلسفه غرب است. این کتاب که در سال ۱۸۰۷ میلادی منتشر شد، نقطه چرخش نظام فکری هگل و بیانیه استقلال فلسفی اوست.
نسخه مورد نظر شما با عنوان دقیق «دانش پدیدارشناسی روح» با ترجمه ابراهیم ملکاسماعیلی توسط انتشارات نگاه منتشر شده است.
در ادامه، راهنمای جامعی برای درک محتوا، ساختار و ویژگیهای این ترجمه آورده شده است:
اگر کتاب «درسهایی درباره فلسفه تاریخ» درباره حرکت روح در بستر زمان و جوامع بود، «پدیدارشناسی روح» درباره سفرِ آگاهی انسان از سادهترین شکل تا رسیدن به دانایی مطلق است. هگل در این کتاب میخواهد نشان دهد که ذهن انسان چطور رشد میکند.
کلمه «پدیدارشناسی» یعنی مطالعه پدیدارها (آنچه بر ما ظاهر میشود). هگل بررسی میکند که «آگاهی» در طول تاریخ چه مراحلی را طی کرده و در هر مرحله چطور با تناقضات خودش روبهرو شده است.
سیر حرکت آگاهی در این کتاب شامل این مراحل اصلی است:
آگاهی حسی (Sense-Certainty): آگاهی در ابتدا فکر میکند دنیا همین چیزهای ملموسی است که با چشم میبیند و با دست حس میکند (اینجا و اکنون). اما به سرعت میفهمد این شناخت بسیار سطحی است.
خودآگاهی (Self-Consciousness): آگاهی متوجه وجود خودش میشود. اینجاست که هگل نظریه مشهور «خدایگان و بنده» (Master-Slave Dialectic) را مطرح میکند؛ جایی که دو انسان برای به رسمیت شناخته شدن توسط دیگری، تا پای مرگ مبارزه میکنند.
عقل و دین: آگاهی فراتر رفته، اخلاق، جامعه، فرهنگ و دین را میسازد.
دانش مطلق (Absolute Knowing): در نهایت، روح (یا همان ذهن بشری) متوجه میشود که تمام جهان، بیرونی نیست، بلکه تجلی خود اوست. روح به خودآگاهی کامل میرسد و به «دانش مطلق» دست مییابد.
هگل موتور محرک این سفر را دیالکتیک میداند. از نظر او، هر ایده یا مرحلهای از آگاهی (تز)، درون خودش دچار تناقض و تضاد میشود (آنتیتز). از دل این جنگ و درگیری، آگاهی به مرحله بالاتر و پختهتری سقوط یا صعود میکند (سنتز) که هم ویژگیهای قبلی را دارد و هم آنها را تکامل بخشیده است. هگل به این فرآیند «اوفهبونگ» (Aufhebung) یا همان «رفع/پشت سر گذاشتن در عین حفظ کردن» میگوید.
کتاب پدیدارشناسی روح به زبان اصلی (آلمانی) به قدری مبهم و تاریک نوشته شده که خود فیلسوفان آلمانی هم بر سر تفسیر جملات آن با هم جدال دارند! در زبان فارسی، سالها این اثر بزرگ ترجمه کاملی نداشت (فقط ترجمههایی از مقدمه آن یا ترجمه مشهور اما بسیار سنگین دکتر کریم مجتهدی و دکتر باقر پرهام در دسترس بود).
ترجمه ابراهیم ملکاسماعیلی ویژگیهای مهمی دارد:
ترجمه متن کامل: او شجاعت به خرج داده و کل این متن غولآسا و طاقتفرسا را به فارسی برگردانده است.
انتخاب عنوان «دانش»: هگل در نسخه اصلی آلمانی عنوان کتاب را System der Wissenschaft: Erster Teil, die Phänomenologie des Geistes (نظام دانش: بخش اول، پدیدارشناسی روح) گذاشته بود. ملکاسماعیلی با وفاداری به اراده هگل، کلمه «دانش» را در عنوان گنجانده است، چرا که هگل فلسفه را نه یک «عشق به دانایی»، بلکه خودِ «دانش قطعی و سیستماتیک» میدانست.
زبان منسجم: مترجم تلاش کرده تا اصطلاحات به شدت انتزاعی هگل (مثل روح، در-خود-بودن، برای-خود-بودن، آگاهی نگونبخت) را با برابرهای دقیق فارسی و با نثری منسجم ارائه دهد، هرچند که ذات متن همچنان نیازمند تمرکز و مطالعه چندباره است.
این کتاب را نمیتوان مثل یک رمان یا کتاب تاریخ معمولی خواند. برای فهم پدیدارشناسی روحِ هگل با ترجمه ملکاسماعیلی، پیشنهاد میشود: ۱. حتماً ابتدا کتابهای سادهتر یا تفسیرهای پدیدارشناسی (مثل آثار ژان ایپولیت یا الکساندر کوژو) را مطالعه کنید. ۲. کتاب «درسهایی درباره فلسفه تاریخ» (که قبلاً صحبت کردیم) راهنمای عینیتر و ملموستری برای ورود به دنیای هگل است؛ خواندن آن قبل از این کتاب، ذهن شما را آماده میکند.
| مترجم | |
|---|---|
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1401 |
| نوبت چاپ | سوم |
| اندازه | وزیری |
| شماره برگ | 560 |
| کیفیت | بسیار خوب |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344