1 عدد در انبار
1 عدد در انبار
رمان «ماهیها در شب میخوابند» نوشتهی سودابه اشرفی، یکی از رمانهای شاخص و تحسینشدهی ادبیات معاصر ایران در دههی ۱۳۸۰ است. این کتاب پس از انتشار در سال ۱۳۸۳ توسط انتشارات مروارید، توجه منتقدان را به خود جلب کرد و موفق شد جوایز ادبی معتبری از جمله جایزه مهرگان ادب، جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری و جایزه صادق هدایت را از آن خود کند.
در ادامه ابعاد مختلف این رمان کوتاه اما عمیق را بررسی میکنیم:
داستان درباره دختری به نام «طلایه» است که در سالهای آغازین انقلاب اسلامی از ایران مهاجرت کرده و اکنون در خارج از کشور زندگی میکند. رمان با یک اتفاق ساده در زمان حال آغاز میشود: طلایه به خانه برمیگردد و با یک پیغام تلفنی از طرف برادرش (امیر) مواجه میشود؛ برادری که سالها از او بیخبر بوده و حالا پس از مدتها پیدایش کرده است.
همین تماس تلفنی ساده، مانند یک جرقه، انبار باروت خاطرات طلایه را منفجر میکند. او به گذشته پرتاب میشود و ماجراهای خانوادهاش (خانواده زمردیان) را در دوران پیش و پس از انقلاب مرور میکند. داستان به موضوعاتی چون تلاطمهای سیاسی، گسست نسلها، غربت، تنهایی و وضعیت زنان در جامعهی سنتی میپردازد.
مهمترین ویژگی ساختاری کتاب، استفاده نویسنده از تکنیک جریان سیال ذهن و بازگشتهای مداوم زمانی (فلشبک) است. داستان ساختار خطی و تقویمی ندارد؛ بلکه ذهن طلایه مدام بین زمان حال در غربت و زمان گذشته در ایران رفتوآمد میکند. ریتم این رفتوبرگشتها به اندازهای ماهرانه تنظیم شده که آشفتگی ذهنی، دلهرهها و نوستالژی یک انسان مهاجر را به خوبی به مخاطب منتقل میکند.
شخصیتهای داستان در واقع نمادی از جریانهای فکری جامعه معاصر ایران هستند:
پدر (نماد سنت و اقتدار): پدری سختگیر و سنتی که با هرگونه نوگرایی و بهروز شدن فرزندانش (چه در ظاهر و چه در اندیشه) مخالفت میکند. در بخشی از داستان، او از دانشگاه رفتن طلایه جلوگیری میکند، شلوار جین او را پاره میکند و در حرکتی نمادین (که برخی منتقدان آن را با صحنه کتابسوزی رمان سمفونی مردگان مقایسه میکنند) تمام کتابهای دخترش را میسوزاند.
مادر (حامی پنهان): زنی که خودش در بستری سنتی رشد کرده و مجبور به پنهان کردن خواستههایش شده، اما پناهگاه طلایه است. او مخفیانه طلایه را به سینما و کنکور میفرستد و در نهایت با پافشاری اوست که طلایه برای نجات از این خفقان به خارج از کشور مهاجرت میکند.
طلایه (روح عصیانگر): دختری که نمیخواهد به قالبهای سنتی تن بدهد و برای به دست آوردن استقلال خود تلاش میکند، هرچند این تلاش در نهایت به قیمت تبعید خودخواسته و تنهایی در غربت تمام میشود.
نام رمان، «ماهیها در شب میخوابند»، از یک باور سادهلوحانه و کودکانه میآید. در بخشی از کتاب، شخصیت داستان اعتراف میکند که در گذشته فکر میکرده ماهیها شبها آرام میگیرند و میخوابند؛ اما بعدها میفهمد که جریان زندگی، دلشورهها، تلاطمها و پچپچهای پنهان، حتی در تاریکترین شبها هم متوقف نمیشوند. این نام استعارهای است از ذهن بیدار و ناآرام انسان مهاجر که خاطراتش حتی در سکوت شب هم دست از سر او برنمیدارند.
برشی از متن کتاب: «روی پلکان حیاط نشستهام و شانهها را در بالاپوشی فرو بردهام. از میان صدای شب هم میتوانم پچپچ آنهایی را که با فرمان تاریکی هم به سکوت تن نمیدهند، بشنوم. صدای ستارهها و حرکت ماهیها را روی آب میشنوم. من سادهلوحانه فکر میکردم ماهیها در شب میخوابند…»
اگر به ادبیات مهاجرت، رمانهای روانشناختی با تم اجتماعی و سبک جریان سیال ذهن علاقه دارید، این رمان ۱۲۰ صفحهای گزینهای بسیار ارزشمند برای مطالعه است.
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| گرداورنده | |
| ناشر | |
| سال نشر | 1388 |
| اندازه | رقعی |
| شماره برگ | 130 |
| کیفیت | بسیار خوب |
1 عدد در انبار
سوالات متداول - شماره تماس پشتیبانی 09133252344